+ دیباچه
با درود!
خیلی وقت بود که میخواستم دوباره وبلاگنویسی رو آغاز کنم, ولی نشده بود!
گویا امشب این طلسم شکسته شد !
دلتنگ فضای بیریای وبلاگ بودم, ولی حیف که این فضای پاک قبولم نمیکرد.
برای دیباچه و آغاز, دعوتتون میکنم به چند بیت از جناب "سیاوش کسرایی":
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست / همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دیا شد و دادم به دستت / مکش دریا ز خون پروا کن ای دوست
+ 25
در مسلک ما معنی پرواز چنین است:
با بال شکسته به هوای تو پریدن
+ 24
وقتی در آینه می نگرید, خودتان نیست که می بینید, تقلید ساده لوحانه ای است در هیئت تقارنی خوف انگیز "جان آپدایک(آینه)"
vaghti dar Ayene minegarid, khodetan nist ke mibinid, taghlide sadelohane E ast dar hei'ate tagharoni khof angiz "(Jaan Apdaik(Ayene"
+ 23
پادشاهی درویشی را گفت:"جمله ای گو که در لحظات غم ، شاد و در لحظات شادی ، غمگینم سازد."
فت:« این نیز بگذرد ! »
Padeshahi darvishi ra goft:"jomle E goo ke dar lahazaate gham,shad va "dar lahazate shadi,ghamhinam sazad
"!goft:"In niz bogzarad
+ 22
دوست داشتن همیشه گفتن نیست؛ گاهی سکوت, گاهی نگاه و گاهی انتظار است
doost dashtan hamishe goftan nist; gahi sokoot, gahi negah va gahi entezar ast
+ 21
در دنیا جایی هست که تنها تو می توانی پر کنی و کاری هست که تنها تو می توانی انجام دهی
dar donya jaee hast ke tanha to mitavani por koni va kari hast ke tanha to mitavani anjam dahi
← برگه بعد


دیدگاهها ()